ضرورت ارزشيابي آموزشي
يادگيري ، مباحث نوين و پويا در زمينه ي ارزشيابي را به همراه داشته است.
در ديدگاه هاي نوين ارزشيابي تحصيلي ، جايگاهي براي تنش و اضطراب دانش آموز در مقابل واژه ي هميشگي “ امتحان ” وجود ندارد ،بلكه امتحان در قالب جديد “ ارزشيابي پيشرفت تحصيلي ” با تاكيد بر انواع آن و با واژگاني نو و پويا و ارائه ي سا ز و كارهاي منطبق با فلسفه ي تعليم و تربيت و در راستاي تحقق اهداف آموزش و پرورش معرفي مي گردد .
موجي كه در سالهاي اخير با تغيير آئين نامه امتحانات دوره هاي ابتدايي و راهنمايي تحصيلي آغاز گرديد ، در همين راستا ارزيابي شده و ضمن آنكه تعداد دفعات امتحان يا آزمون پاياني را از 3 به 2 نوبت تقليل داد ، واژه هاي مترقي ( ارزشيابي مستمر )و ( فعاليتهاي خارج از كلاس ) را به ميدان آموزش و پرورش عمومي وارد نموده ، فصلي جديد در ارتباط با ارزشيابي پيشرفت تحصيلي را گشود .
در اين مقوله بر آنم تا با تكيه بر مطالعات انجام گرفته در راستاي ارزشيابي توسط صاحب نظران و اساتيد گرامي ، به بحث پيرامون ارزشيابي به مفهوم واقعي آن بپردازم .
اميد كه اين تلاش در تحقق اهداف آموزش و پرورش عمومي و نيز تنوير افكار معلمان محترم در رابطه با ارزشيابي پيشرفت تحصيلي موثر واقع گردد.
ارزشيابي پيشرفت تحصيلي به عنوان يك تخصص
يكي از تخصص هاي مورد نياز دست اندركاران تعليم و تربيت در سطوح مختلف سازماني واجرائي ، برخوردار بودن از دانش و مهارت سنجش و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي مي باشد كه فقدان آن در عرصه ي عمل و اجرا ، ناكارآمدي فرايند ياددهي – يادگيري را به دنبال خواهد داشت .1
لذا بايد گفت : تاثير ارزشيابي پيشرفت تحصيلي در ارتقاء بهره وري و بهبود اثر بخشي نظام تعليم و تربيت اجتناب پذير مي باشد .
ضرورت ارزشيابي آموزشي
در واقع قدمت اندازه گيري وارزشيابي آموزشي به آن زمان بر مي گردد كه براي اولين بار فردي به آموزش فرد ديگري پرداخته است .
در اينجا ماهيت آن ارزشيابي مد نظر ما نيست بلكه مراد ، بيان لازم و ملزوم بودن آموزش و ارزشيابي
بوا سطه ي همزماني و همگامي در تحولات عرصه هاي تعليم و تربيت است .
در تعريفي كه اغلب مربيان تربيتي از آموزش و پرورش مي كنند ، آن را به عنوان يك سلسله فعاليت هاي منظم مي دانند كه در جهت ايجاد تغييرات مطلوب در رفتار فراگير صورت مي گيرد .
با توجه به اين تعريف ، هرگز نمي توان بدون ا ندازه گيري وارزشيابي تغييرا ت ، ادعا نمود كه
آموزش صورت گرفته است .
به عبارتي مي توان ارزشيابي را شاهدي به نحوه ي آموزش و داوري بر ميزان يادگيري ( كه نتيجه آموزش است ) قلمداد كرد .2
جایگاه و نقش ارزشيابي پيشرفت تحصيلي در آموزش و يادگيري فرايند - مدار
هدف نهايي تعليم و تربيت ، انسان سازي و آينده سازي است . از آنجا كه آينده ي جوامع به دست انسانها ساخته مي شود ،هدف و رسالت اصلي تعليم و تربيت را بايد در انسان سازي جستجو
كرد …… كه بخش عمده ي آن به نهاد رسمي آموزش و پرورش و مدرسه سپرده شده است .
مهم ترين مسووليت مدرسه برنامه ريزي براي آموزش ويادگيري است .
براي آنكه آموزش به يادگيري منتج شود بايد براي آن برنامه ريزي شود .
طراحي آموزشي شامل كليه ي تجارب و فرصتهاي ياددهي و يادگيري است كه از جانب معلم به منظور ايجاد تغييرات مطلوب در رفتار فراگيران طراحي واجرا مي شود و بازده آن مورد ارزشيابي قرار
مي گيرد .
ارزشيابي پيشرفت تحصيلي به عنوان جزيي جدا ناشدني از فرايند ياددهي و يادگيري محسوب
مي شود كه هدف آن كشف مشكلات آموزش و يادگيري و برنامه ريزي براي رفع اين مشكلات
مي باشد .3
بد نيست در اينجا به تفاوت ديدگاه رفتارگرايان و ديدگاه شناختي پيرامون ارزشيابي بپردازيم .
در رويكردهاي رفتارگرايي ، ارزشيابي بيشتر به نتيجه ي بازده يادگيري توجه دارد و براي تعيين
ميزان پيشرفت يادگيرندگان و رسيدن به هدفهاي آموزشي به كار گرفته مي شود .
اين نوع ارزشيابي غالبا در پايان درس يا پايان يك دوره ي آموزشي اعمال مي شد تامعلوم شود چه مقدار از تغييرات مورد نظر ، در اعمال و رفتار فراگيران ظاهر شده است .
در اينجا فرايند تفكر و مؤلفه هاي آن مورد توجه قرار مي گيرد و تنها پاسخ دادن به محركهاي آموخته شده ، نشانه ي يادگيري و دست يافتن به يك هدف آموزشي محسوب مي شود .
ابزارهاي اندازه گيري و سنجش پيشرفت يادگيري غالبا بر آزمونهاي مداد و كاغذي تاكيد دارد كه در قالب پرسشهاي كليشه اي و حافظه اي ، يادگيري هاي پراكنده ي فراگيران را مورد ارزشيابي قرار مي دهد .
در رويكردهاي شناختي در كنار توجه به نتيجه و بازده يادگيري ، به فرايند يادگيري و
مجموعه ي فعاليتهاي ذهني كه يادگيرنده از طريق آنها به نتيجه رسيده است نيز توجه مي شود .
در اينجا صرفا ارزشيابي به ارائه ي پاسخهاي مورد انتظار از يادگيرنده ، بسنده نمي كند ، بلكه
مي خواهد بداند چرا و چگونه يادگيرنده به چنين نتايجي دست يافته است .
در ارزشيابي فرايند مدار ، ارزشيابي پيشرفت يادگيري به عنوان امري مستمر و پويا در نظر گرفته مي شود كه در تمام مراحل آموزش و يادگيري به كار گرفته مي شود و در واقع نقش تكويني دارد و هدف آن اصلاح و بهبود فرايند ياددهي - يادگيري مي باشد .
بهترين زمان براي اين نوع ارزشيابي ، زماني است كه فرايند آموزش و يادگيري در حال انجام است .
در اين رويكرد ، توصيف عملكرد يادگيرنده در هر مرحله از يادگيري كمك خواهد كرد تا يادگيرنده و معلم ، مشكلات آموزش و يادگيري را شناسايي نموده و براي رفع آنها اقدام كنند .
اين نوع ارزشيابي را مي توان به هر سه شيوه ي گفتاري ، نوشتاري و عملكردي و با استفاده از انواع ابزارهاي اندازه گيري و سنجش مانند بحث و گفتگو ، ارائه ي گزارش شفاهي ، پاسخ دادن به پرسشهاي كتبي ، اجراي
پروژه هاي پژوهشي و ….. مورد استفاده قرار داد .4
ويژگي ارزشيابي فرايند - مدار
اين نوع ارزشيابي صرفا به ارزشيابي از جانب معلم محدود نمي شود ، بلكه در كنار آن ، يادگيرنده به
خود ارزشيابي فردي ، گروهي و كلاسي مي پردازد واز اين طريق نقاط قوت و ضعف خويش ، گروه و كلاسي را كه در آن عضويت دارد روشن مي سازد .
نتابج ارزشيابي فرايند مدار ، نه تنها ميزان تحقق هدفهارا در هر مرحله از آموزش و يادگيري نشان مي دهد ، بلكه بازخورد آن ، زمينه ي اصلاحات لازم در برنامه ي درسي ، مواد آموزشي ، رسانه ها ، روشهاي تدريس و فرايند ارزشيابي پيشرفت تحصيلي را فراهم مي نمايد .
نکات مهمی که باید در انجام ارزشیابی رعایت نمود
***ارزشیابی را جزئی از آموزش به حساب آوریم؛نه نقطه ی پایان آن
***در ارزشیابی ؛فعالیت های گروهی را اصل قرار دهیم.
***از انواع ارزشیابی ها(در جای خود) استفاده نماییم.
***از ارزشیابی به عنوان ابزاری کارآمد؛برای هدایت یادگیری دانش آموزان استفاده نماییم.
***در ارزشیابی ؛فقط به عملکرد فراگیران در پاسخ دادن به سوالات مطرح شده اکتفا نکنیم ؛بلکه تلاشهای آنان در طول سال تحصیلی را در نظر داشته باشیم.
***در ارزشیابی ؛از مقایسه ی دانش آموزان با هم وتعیین افراد قوی وضعیف ؛خودداری نماییم.
***سعی نماییم در ارزشیابی ؛امنیت روانی مناسب وخالی از اضطراب؛برای دانش اموزان فراهم شود.



تعداد بازديد : 28
منبع :

